تبليغاتX
باری به هر جهت

باری به هر جهت

بنده اخیرا توسط حمیده (دقیقا در اینجای وبلاگش) به این بازی دعوت شده ام (البته دعوتش بیشتر تو مایه های سند تو آل بوده!) باید چند مورد از کارهایی که بعضیها انجام می دن و من رو ناراحت می کنه بنویسم! چشم!
۱- کلا وقتی ملت اتفاقات ساده رو زیاد جدی می گیرن! مثلا داریم بازی می کنیم، یکی می گه خطا، اون یکی می گه نه خطا نبود و ... دعوا و ... گند می خوره به بازی. در اصطلاح خودمون به این می گیم پاچه گیری. آقای k متخصص این امر می باشد!
۲- اینکه به من بگن «منو نگاه کن!» (یه اصطلاح UTCom82ای دیگه. یعنی «خجالت بکش! به کی نگاه می کنی؟!»)
۳- یه نفر یه چیز الکی بگه و بعد چون چیز جالبیه و یه بنده خدایی ضایع شده، همه حال کنن و به همین راحتی قضیه جا بیفته. هر چی هم بگی آقا اون چرت گفته فکر می کنن می خوای از خودت دفاع کنی و گوش نمی کنن. یه مثال خوب دارم ولی نمی تونم بگم. مثال دیگه ای هم پیدا نکردم!
۴- با توجه به اینکه من خوابم سبکه، معمولا شبها نسبت به سر و صدا حساسم. از همه بدتر وقتیه که ملت می خوان بیدارت نکنن، ولی از طرفی نمی تونن ساکت باشن. بنابراین شروع می کنن به پچ پچ کردن که معمولا از حرف زدن بیشتر می ره رو اعصاب من! (از مشکلات مهم زندگی من در خوابگاه)
۵- اینکه ملت به زور خودشون رو آویزون کنن بدون اینکه سعی کنن ببینن تو علاقه ای داری به این قضیه یا نه. توضیح بیشتر نمی دم!
۶- از غلطهای مصطلح (بیشتر تلفظی) خیلی بدم میآد! و اصولا همیشه بلافاصله تصحیح می کنم. مهمترینهاشون اینا هستن:
kaafar به جای kaafer
freizer به جای freezer
massage به جای message
safety remove به جای safely remove
یادم رفت دعوت کنم! من همه ی آنهایی را که این مطلب را خواندند و جایی دارند که بنویسند، به این بازی دعوت می کنم. به خصوص شمیم را!
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:46  توسط mj  | 

الف) دبستان
اول: آقای رضوی، دوم: آقای سپهری، سوم: آقای عسکری (اوایل آقای عجم)، چهارم: آقای شریفی، پنجم: آقای کیانی فر.
معلمهای هنر: آقایان برهانی (اول)، مدرسی (دوم تا چهارم) و آسایی (پنجم)
معلمهای ورزش: آقایان جاهدی مقدم (اول)، مهرافروزیان (دوم و سوم) و زرافشان (چهارم و پنجم)
معلمهای قرآن و پرورشی: آقایان فریمانی، پنج تنیان، طوسی
کلاسهای تیزهوشان!: آقایان خسرونژاد، اسراری، خاکپور
ب) راهنمایی
ریاضی: آقایان اربابی و غنچه گی
ادبیات: آقایان زارعی، اکبری و فاتحی
حرفه و فن: آقایان کیانراد و ازغدی
قرآن: آقایان چینی فروش و احمدی
هنر: آقای افتخاری
عربی: آقای چینی فروش
تاریخ و جغرافیا: آقای اتحادی
اجتماعی: آقایان اتحادی و شاد
زبان: آقای ضمیری
فیزیک: آقایان خزاعی و غنایی
شیمی: آقای محمدی
زیست شناسی: آقایان خلوصی، صفا و برزیگر
پرورشی: آقایان بهادری، شیخانی، داوودی و لشکری
ورزش: آقای صنعی
دینی: آقایان داوودی، قدسی و اسلامی فر
دفاعی: آقای سخاوتی
ج) دبیرستان و پیش دانشگاهی
ادبیات: آقایان طهماسبی، نیک پرست و بابایی
اجتماعی: آقای ملک زاده
ریاضی: آقایان پرویزی، بیات، سعیدی و صفرزاده
هندسه: آقای حداد
عربی: آقایان ملازم، شیخانی و زمانیان
کامپیوتر: آقایان میلانی فرد، عربی و رسا
فیزیک: آقایان خادم، خزاعی، قراگوزلو و شاملی
شیمی: آقایان رنگ‌آمیز، احمدی و سلیمانی
زبان: آقایان میرزایی، زنگنه، جلالیان، معتمد الشریعتی و الهامی
پرورشی: آقایان مقیدنیا، وحیدی و حسین زاده
دفاعی: آقایان غیاثی و واحدی
دینی: آقایان خسروی، نهاوندی، شیخانی و عزیزپور
آمار: آقای کامکار
زیست شناسی: آقای صفا
تاریخ معاصر: آقای عابدی
جغرافیا: آقای عارف نسب
ورزش: آقایان صنعی و بدخشان
جبر و احتمال: آقای حسین خانی
ریاضیات گسسته: آقای الهامی نیا
هندسه تحلیلی: آقای ابراهیمی
حسابان: آقای ابراهیمی
حساب دیفرانسیل و انتگرال: آقای حسین خانی
د) کلاسهای المپیاد:
فیزیک: آقای دکتر میری
شیمی: آفای شاملی
ریاضی: آقای حسین خانی
کامپیوتر: آقایان فروغمند، فرداد، احمدی نژاد، محرمی، بن عباس، مهینی، ناظم زاده، محمودی، دکتر قدسی، دکتر تویسرکانی، اعتصامی، اسفهبد، شریفی، ذاکری، محمدی، باطنی، حیدرزاده، قندی و دکتر خسروی و خانم گلیایی
ه) کلاسهای زبان:
کانون (به ترتیب ترم): آقایان محلاتی، جمالی، افشارزاده، کیباخی، پولادی، پولادی، پولادی، مبرا، افشارزاده، پولادی، افشارزاده، سیدکلال، مداح حسینی، عزیزی، علایی، امیدوار، اینانلو، کیباخی، امیدوار، اینانلو، سلمی، کاظم زاده و سلمی
شکوه (به ترتیب ترم): آقایان تاجفر و حقیقی
اینها اسامی معلمهایم بود، تقریبا همه را نوشتم. اگر کسی را از قلم انداخته ام تذکر بدهید. خواستم از این راه که تنها راهی است که به نظرم می رسید از همه شان تشکر کنم.
(اساتید و TAهای دانشگاه را ننوشتم. ان شاءالله در فرصتی دیگر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:57  توسط mj  | 

(این مطلب هیچ ارتباطی با «باران» ندارد)

ابر سیاه هندو
خود را کشیده یک سو
بارون بباره هوهو

الله بده تو بارون

چوپون پنیر میه
زنش خمیر میه
سگش فتیر میه
بزغاله شیر میه

گندم به زیر خاکه
از تشنگی هلاکه
از چوب چوپونای ده
از بیل دهقونای ده

سه چار ماهه که بند کوه از آب خبر نداره
درختا مثل چوب خشکه برگ و بر نداره
اگه بارون به کوه نیاد گل نمیاد به بستون
سر دلبر به پیش چارقدش زیور ندار

گلهای سرخ لاله
زیر زمین می ناله
الله بده تو بارون
به حق دیمه کارون

ابر سیاه مرمر
خود را کشید یک ور
بارون بباره جرجر

الله بده تو بارون ...
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:39  توسط mj  | 

آشغال!
آشقال!
عاشقال!
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:31  توسط mj  | 

اصلا نمی خوام یه چیزای تابلو و کلیشه ای مثل دید و بازدید و استراحت و ... رو بگم، واسه من چیزهای دیگه ای اهمیت داره.
سعی کردم ک به ترتیب از کم اهمیت به پر اهمیت بنویسم.
۱- در طول این چند سال دانشجویی، طولانی ترین بازه ی زمانی که من دانشگاه نبودم، نوروز هر سال بوده. (از جهت تنوع عرض می کنم نه از جهت استراحت!)
۲- تقریبا در چند سال اخیر، توی هیچ بازه ی زمانی، به اندازه ی تعطیلات نوروز مطالعه نکردم، البته مطالعه ی غیر درسی.
۳- همون قدر که شمیم نوشته های پنجشنبه های سروش صحت رو دوست داره، من هم دروغهای سیزده شمیم رو دوست دارم، حتی شاید بیشتر.
۴- تبریک سال نو بهانه ای است برای اس ام اس زدن به دوستان، اون هم نه در رابطه با مسائل آکادمیک. البته بماند که آخرین اس ام اس تبریک چند ماه بعد چه بلایی سر من آورد.
۵- هیچ لحظه ای نیست که مثل لحظه ی تحویل سال نو دوست داشته باشم مشهد باشم، و تا جایی که یادم میآد، هیچ وقت هم این اتفاق نیفتاده.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 23:31  توسط mj  | 

MJ++
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:31  توسط mj  | 

اسفند بیست و چهارم هم از راه رسید...
به زودی بیستم اسفند هم از راه می رسد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:46  توسط mj  | 

این شعر، سروده ی گاوروش داگ-ایتن، توسط این جانب از زبان پینگیلیش به فارسی ترجمه شده است.
تقدیم به همه ی هواداران:

جبلویم جبلو
صورتم مثل هلو
خیلی خنگم اسکلو

چشای خوبی دارم
اونا رو هی می مالم
Mail مو باز می ذارم

می شینم توی فرمال
می زنم PES با رئال
می خورم یه سیب کال

می بازم لوله می شم
مثل امشوله می شم!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:40  توسط mj  | 

محمدجواد، ایزدی، جواد، محمد، ایزی (کله بیضی)، جوات، میم جیم، MJ، جاوروش، خنگ باهوش، جبل، ژاور(ت)، جک، الگوریتم لاس وگاس، هو، آی، اوهوی، پیشت، پسسسسسسسسست، هو یره، ...
اسم، لقب، صفت، ... نبود؟!
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:20  توسط mj  | 

دعای مخصوص بعد از زیارت امام رضا (ع) فوق العاده است.

    اللهم انی اسئلک یا الله ...الکریم فی تأخیر عقوبته!

    ...الهی! حاجاتی مصروفه الیک، و آمالی موقوفه لدیک! و کلما وفقتنی من خیر فأنت دلیلی علیه و طریقی الیه!... ما زلت مصحوباً منک بالنعم جاریاً علی عادات الاحسان والکرم!

    ...اسئلک... بقضائک المبرم الذی تحجبه بأیسر الدعاء...یا من جل عن ادوات لحظات البشر، و لطف عن دقائق خطرات الفکر! لا تحمد یا سیدی الا بتوفیق منک یقتضی حمدا! و لا تشکر علی اصغر منه الا استوجبت بها شکرا!

    ...جللت ان یخاف منک الا العدل و ان یرجی منک الا الاحسان و الفضل!

    ...استغفرک استغفار ... هارب منک الیک!... یا من یسمی بالغفور الرحیم!
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:38  توسط mj  |