تبليغاتX
باری به هر جهت

باری به هر جهت

تصمیم

خیلی بده که آدم در جریان یه اتفاقی قرار بگیره که نباید چیزی ازش یدونه.
خیلی بده که آدم بخواد یه جوری تو این اتفاق دخالت کنه و چون قرار نبوده که بدونه نتونه کاری کنه.
خیلی بده که آدم اسم چیزی رو که یه عده آدم می‌شینن و با هم فکر می‌کنن و جلو می‌برنش، بذاره اتفاق
.
شاید به خاطر اینه که من هیچ نقشی توش ندارم. به خاطر این که هیچ چیزی از اون جریانی که داره پشتش اتفاق می افته نمی‌دونم. ولی به هر حال، اینا همه‌اش واسه‌ی من یه سری اتفاق بیشتر نیست.
کاش آدم می‌تونست تو همه‌ی چیزایی که رو زندگی‌اش تأثیر می‌ذارن نقش داشته باشه!
...
راه حل می‌خوام. نه واسه خودم. واسه کسایی که باید تصمیم بگیرن و نمی‌دونم که می‌تونن یا نه! واسه‌ی کسایی که دوستشون دارم...
منتظرم.
این بار دیگه کاری از دست من بر نمی‌آد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:48  توسط mj  |