ما اینجا زندگی می کنیم!
۲۰ سال هیچ چیزی ننوشتم! برای هیچ کس حرفی نزدم. و هیچ کس هم ککش نگزید. یه بار نشد یه نفر ازم بخواد که حرفم رو بزنم یا یه چیزی بنویسم.
حالا بعد از اینکه نوشتم و یه عده «عادت» کردن که بیان و نوشته هام رو بخونن و حرفهام رو بشنون و سرگرمیشون این شد که بیان اینجا و تو کامنتهای بی مفهوم ام جی و دیگران یه سهمی داشته باشن، اون وقت چند روز که ننویسم (ننوشتم) همه شاکی می شن.
به هر حال باید حرفی باشه برای گفتن و «درد»ی برای نوشتن.
حالا بعد از اینکه نوشتم و یه عده «عادت» کردن که بیان و نوشته هام رو بخونن و حرفهام رو بشنون و سرگرمیشون این شد که بیان اینجا و تو کامنتهای بی مفهوم ام جی و دیگران یه سهمی داشته باشن، اون وقت چند روز که ننویسم (ننوشتم) همه شاکی می شن.
به هر حال باید حرفی باشه برای گفتن و «درد»ی برای نوشتن.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 16:47  توسط mj
|
